چه خیال است کند مست ترا باده ناب
چه خیال است کند مست ترا باده ناب مستی چشم ترا آب خمارست شراب روز در جام می آویز که در شب می ناب همچو آبی است که لب تشنه بنوشد در خواب چو ساخ...
چه خیال است کند مست ترا باده ناب مستی چشم ترا آب خمارست شراب روز در جام می آویز که در شب می ناب همچو آبی است که لب تشنه بنوشد در خواب چو ساخ...
چو از ناخن تیر نگشود کار نمودند رمح آوری اختیار به نوک سنان صد هزاران گره گشودند از حلقه های زره گذشت از سر نیزه ها موج خون ف...
منی محروم ایدن رخساردن زلف پریشاندور بو دریای لطافت موج عنبر ایچره پنهاندور اگر خورشید تابانیله سن سیز همشراب اولسام لب لعل می آلودی گوزومده قانلو پ...
غفلت و نسیان ندارد بر مقیمان تو دست برنچیند دانه ای بی ذکر مرغی از زمین هیچ کس ناخوانده نتواند به بزمت آمدن چون در رحمت نداری گر چه دربان در کمی...
می کند بی اختیاری عاشقان را کامیاب نیست ممکن بهله را دست از کسر باشد جدا از جهان سرد مهر امید خونگرمی خطاست شیر در یک کاسه اینجا از شکر باشد جدا ...
چون گل ز ساده لوحی، در خواب ناز بودیم اشک وداع شبنم، بیدار کرد ما را نخل ما را ثمری نیست بجز گرد ملال طعمهٔ خاک شود هر که فشاند ما را اگ...
اگر به بندگی ارشاد میکنیم ترا اشارهای است که آزاد میکنیم ترا تو با شکستگی پا قدم به راه گذار که ما به جاذبه امداد میکنیم ترا ...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده