چو داغ لاله مرا در حدیقه هستی
چو داغ لاله مرا در حدیقه هستی به پاره دل و لخت جگر مدار گذشت شیرینی نشاط، جهان را گرفته است صبح از هوای تر شکر آب دیده است عکس رخ تو آینه...
چو داغ لاله مرا در حدیقه هستی به پاره دل و لخت جگر مدار گذشت شیرینی نشاط، جهان را گرفته است صبح از هوای تر شکر آب دیده است عکس رخ تو آینه...
گریه مستانه بی می می کند ما را خراب سیل بیکارست چون از خود برآرد خانه آب از ترحم حسن جولان می نماید در نقاب ساقی از بی ظرفی ما می کند در باده آب ...
ز بحر کمان خاست ابری سیاه که بارانش بد ناوک عمر کاه چنان بافت پر در پر هم خدنگ که شد تنگ، میدان پرواز تنگ ز باران پیکان خارا گذار ف...
تقویت سئوی سایت با بکلینک قوی
مشاهده