چو از ناخن تیر نگشود کار
چو از ناخن تیر نگشود کار نمودند رمح آوری اختیار به نوک سنان صد هزاران گره گشودند از حلقه های زره گذشت از سر نیزه ها موج خون ف...
چو از ناخن تیر نگشود کار نمودند رمح آوری اختیار به نوک سنان صد هزاران گره گشودند از حلقه های زره گذشت از سر نیزه ها موج خون ف...
غفلت و نسیان ندارد بر مقیمان تو دست برنچیند دانه ای بی ذکر مرغی از زمین هیچ کس ناخوانده نتواند به بزمت آمدن چون در رحمت نداری گر چه دربان در کمی...
اگر به بندگی ارشاد میکنیم ترا اشارهای است که آزاد میکنیم ترا تو با شکستگی پا قدم به راه گذار که ما به جاذبه امداد میکنیم ترا ...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده