منت خدای را که به توفیق کردگار از ناف کعبه چشمه زمزم شد آشکار
چون کاروان حاج، خروشان و کف زنان آمد به خاکبوس نجف آب خوشگوار
دریای رحمت ازلی جوش فیض زد شد نهر سلسبیل ز فردوس آشکار
نهری به طول کاهکشان در دو ماه و نیم از آسمان خاک نجف گشت آشکار
دشتی که بود چون جگر تشنه حسین داغ بهار خلد شد و رشک لاله زار
صافی دلان که بود تیمم شعارشان سجاده ها بر آب فکندند موج وار
در وادیی که ریگ روان بود آب او آب حیات بخش خضر یافت انتشار
جز زهد خشک، خشکی دیگر بجا نماند زین آب در سراسر این خاک مشکبار
تخم امید ریگ روان بخت سبز یافت چشم سفید در نجف رست از غبار
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده