برازنده تاج و تخت و کلاه خدیو جوان بخت عباس شاه
چو بر تخت فرمانروایی نشست به نظم ممالک برآورد دست
نسق کرد از علم کار آگهی به فرمانبری کار فرماندهی
به تلقین دولت در آغاز کار حدود خدایی نمود استوار
نپیچید آن زبده اصل و فرع سر طاعت از خط فرمان شرع
اثر در جهان از مناهی نهشت ز تقوی جهان شد چو خرم بهشت
به دوران منعش می لاله رنگ نهان گشت چون لعل در صلب سنگ
شد از عصمت او جهان آنچنان که شد پردگی زهره بر آسمان
ازان شهریاران روی زمین گذارند بر آستانش جبین
که آن پادشاه ملایک سپاه نپیچد سر از خط حکم اله
ز عدل آنچنان زد صلای امان که دربسته شد خانه های کمان
به عهدش چنان ظلم نایاب شد که در تیغ، جوهر رگ خواب شد
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده